چرا ایالات متحده درگیر «جنگ تعرفهای» است؟
در تاریخ ۲ام به وقت محلی، رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، فرمان اجرایی موسوم به «تعرفههای معادل» را امضا کرد و اعلام کرد که ایالات متحده «حداقل تعرفه معیار» ۱۰٪ را بر شرکای تجاری اعمال خواهد کرد و تعرفههای بالاتری را بر برخی از شرکای تجاری اعمال خواهد کرد. تعرفه ۱۰٪ اعمال شده بر همه شرکای تجاری از تاریخ ۵ام اعمال خواهد شد.
ایالات متحده پیش از این تعرفه ۲۵ درصدی را بر تمام خودروهای وارداتی و فولاد و آلومینیوم اعلام کرده و تهدید به اعمال تعرفه ۲۰۰ درصدی بر محصولات الکلی اتحادیه اروپا کرده بود. از زمان روی کار آمدن دولت ترامپ، ایالات متحده مرتباً «چماق بزرگ» تعرفهها را بالا برده و «حملات بیهدف» را علیه تقریباً همه شرکای تجاری اصلی آغاز کرده است که باعث نارضایتی شدید در سراسر جهان و داخل کشور شده و همچنین توسط بسیاری از کشورها با آن مقابله شده است.

۱. چرا رئیس جمهور ترامپ تعرفهها را افزایش داد؟
چرا ترامپ اصرار دارد که از تعرفههای گمرکی که برخلاف سیاست دیرینه تجارت آزاد اوست، استفاده کند، در حالی که او این تعرفهها را تکان میدهد و بازار سرمایه جهانی نیز از آنها در امان نمانده است، حتی ژاپن فریاد زده است که "تعرفهها پایههای کشور را میلرزاند" و حتی بازار ایالات متحده نیز در نتیجه آن آسیب دیده است؟ ما معتقدیم که از نظر تاریخی، "جنگ تعرفهای" به جای یک اقدام اقتصادی، به یک ابزار سیاسی ایالات متحده تبدیل شده است. ایالات متحده از زمان تأسیس خود در سال ۱۷۷۶، بارها تلاش کرده است تا با افزایش تعرفهها بر مشکلات اقتصادی غلبه کند، اما به نتایج مورد انتظار نرسیده و حتی نتیجه معکوس داده است. به عنوان مثال، رئیس جمهور ریگان امیدوار بود با افزایش مالیات از مشاغل داخلی محافظت کند. در واقع، تعرفهها زمانی منبع اصلی درآمد دولت ایالات متحده بودند. آمار کاخ سفید نشان میدهد که بین سالهای ۱۷۹۸ تا ۱۹۱۳، تعرفهها بیش از نیمی از درآمد سالانه دولت فدرال در ایالات متحده را تشکیل میدادند و به ۹۰ درصد میرسیدند. بنابراین، درآمد تعرفهای این بار تنها گزینه قابل اعتماد برای کاهش فشار اوراق قرضه خزانهداری آتی است، اما در ۷۰ سال گذشته، این نسبت تنها حدود ۲ درصد بوده است. این بدان معناست که دولت آمریکا دیگر قادر نیست با افزایش تعرفهها سود زیادی به دست آورد و تاریخ بارها ثابت کرده است که تعرفههای بالا به دیگران آسیب میرساند و به خودی خود سودی نمیرساند و منجر به تنشهای بینالمللی میشود. در واقع، پس از آغاز جنگ تعرفهای، ایالات متحده نیز وارد یک دوراهی شده است.
۲. چرا رئیس جمهور ترامپ این سیاست را اینقدر دوست دارد؟
بر اساس شرایط فعلی، از آنجایی که سلاحهای تعرفهای نمیتوانند بیماریها را درمان کنند و حتی ممکن است کشنده باشند، چرا دولت ترامپ هنوز از آنها استفاده میکند؟ وقتی به تاریخ آمریکا نگاه میکنیم، میتوانیم دریابیم که سیاست تعرفهای ایالات متحده عمیقاً تحت تأثیر انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد و اغلب یک نیت سیاسی در پشت آن برای جذب آرا و تحکیم پایگاه رأی وجود دارد. مککینلی و هوور هر دو در طول مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری خود قول دادند که از صنایع داخلی خود محافظت کنند و با اعمال تعرفهها پس از تصدی سمت، با رکودهای اقتصادی مقابله کنند. در دوران تصدی نیکسون، عوامل سیاسی مبنای مهمی برای تصمیمات اقتصادی او بودند. سیاست تعرفهای فولاد و آلومینیوم جورج دبلیو بوش نیز با هدف ایجاد محبوبیت برای انتخابات میاندورهای آن سال بود.
رئیس جمهور ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری خود بارها اعلام کرد که اعمال تعرفهها مزایای زیادی خواهد داشت. داگلاس اوون، استاد اقتصاد کالج دارتموث در ایالات متحده، خاطرنشان کرد که تعهدات بالای تعرفهای با موفقیت تصویر ترامپ را به عنوان "محافظ کارگران آمریکایی" شکل داده و به او کمک کرده است تا در مناطق کلیدی، به ویژه کمربند زنگزده در غرب میانه، رأی کسب کند. پس از بازگشت به کاخ سفید، "وسواس تعرفهای" ترامپ بیشتر شد و آن را "کلید اصلی" حل همه مشکلات میدانست. این موضوع ارتباط نزدیکی با فضای سیاسی نامطلوب رأیگیری فعلی در ایالات متحده دارد.

۳. جنگ تعرفهها چه تأثیری بر کشورهای مختلف خواهد داشت؟
تأثیر جنگ تعرفهای بر ایالات متحده عمدتاً در جنبههای مختلفی مانند اقتصاد، سیاست و جامعه منعکس میشود.
۱: از نظر اقتصادی، جنگ تعرفهای ضربات متعددی به اقتصاد ایالات متحده وارد کرده است. ایالات متحده تعرفههای بالایی را بر بسیاری از نقاط جهان، به ویژه بر چین، اعمال کرده است. این تعرفهها به تدریج از ۲۰٪ اولیه به ۲۴۵٪ افزایش یافته است که نه تنها باعث شده است ایالات متحده بازار عظیم خود را در چین از دست بدهد، بلکه منجر به پارگی زنجیره تأمین جهانی نیز شده است. صادرکنندگان کشاورزی ایالات متحده، به ویژه صادرکنندگان سویا، متحمل خسارات سنگینی شدهاند. پس از لغو تجارت چین با ایالات متحده، تعداد زیادی از محصولات کشاورزی نمیتوانند صادر شوند.
علاوه بر این، جنگ تعرفهها احتمال رکود اقتصادی ایالات متحده را افزایش داده، به اعتماد بازار مالی آسیب رسانده و منجر به ضرر و زیان در سهام، اوراق قرضه، ارز خارجی و اعتبار شده است.
۲: از نظر سیاسی، تأثیر سیاستهای تعرفهای تا پایان ماه آینده در سراسر ایالات متحده آشکار خواهد شد، به خصوص با تأثیر بیشتر بر جمعیتهای کمدرآمد. با توجه به اینکه افراد کمدرآمد بخش بیشتری از درآمد خود را به خرید کالا اختصاص میدهند، افزایش تعرفهها تأثیر قابل توجهی بر آنها دارد.
علاوه بر این، جنگ تعرفهها همچنین باعث اقدامات متقابل از سوی چندین کشور در سراسر جهان شده و تنشهای تجاری بینالمللی را تشدید کرده است.
۳: از نظر اجتماعی، جنگ تعرفهای منجر به افزایش بیکاری و بیثباتی اجتماعی شده است. قانون تعرفه اسموت هاولی در تاریخ نمونهای از آن است که منجر به افزایش بیکاری در ایالات متحده، وخامت اقتصادی و در نهایت آغاز رکود بزرگ شد.
اگرچه جامعه مدرن از تواناییهای مقابلهای قویتری برخوردار است، اما ارتباط بین همه طرفها نیز بسیار نزدیک است. اگر ایالات متحده جنگ تعرفهای را به درستی مدیریت نکند، نه تنها مشکلات مشابهی ایجاد خواهد شد، بلکه منجر به تغییر شکل نظم مالی بینالمللی نیز خواهد شد.



